
برتولت برشت گفته است:اول به سراغ یهودی ها رفتند،من یهودی نبودم و اعتراضی نکردم.
پس از آن به لهستانی ها حمله کردند،من لهستانی نبودم و اعتراض نکردم.
آنگاه به لیبرال ها فشار آوردند،من لیبرال نبودم و اعتراضی نکردم.
سپس نوبت کمونیست ها شد،من کمونیست نبودم بنابراین اعتراضی نکردم.
سرانجام به سراغ من آمدند،هر چه فریاد کردم دیگر کسی نمانده بود که اعتراض کند.
آری این وصف حال کسانی است که همیشه شاهد حوادث تلخ وناگواری که بر اثر بی عدالتی بر گروه بزرگی از همنوعانشان حادث می شود،هستند ولی با سکوت ویا بی تفاوتی از کنار آنان عبور می کنند؛و به خیال اینکه هرگز آسیبی نخواهند دید وهرگز نوبت آنان نخواهد شد در هیچ یک از راهپیمایی ها،اعتراضات،اعتصابات و دیگر فعالیت های آزادیخواهانه شرکت نمی کنند.
چنین افرادی که تعداد آنان بخصوص در کشور ما کم نیستند، یا با اندیشۀ حفظ جان و مال و موقعیت سیاسی،اجتماعی خویش و یا با اندیشۀ بی اثر بودن حمایتشان از جریان خاصی که در جامعه صورت گرفته است در بیرون از گود به نظاره نشسته اند و کمک های هر چند کوچک ولی مفید خود را از گروه تحت فشار ظالمین دریغ کرده اند.حال سؤال این است ای هموطن اگر تو امروز به کمک این جوانانی که جان بر کف و بی هیچ چشمداشتی به مبارزه با بی عدالتی رفته و در این راه خونشان ریخته شده است نروی و چشم و دهانت را به روی حقایق ببندی و به ریخته شدن خونشان اعتراضی نکنی،روزی که به سراغ تو آمدند چه کسی به فریادت خواهد رسید و اعتراض خواهد کرد؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر