
منبع: دوست ناشناس بی آلت در بهشت
در محضر استاد
يکي از بزرگانمان فرموده است که «خدايا آن را که عقل دادي چه ندادي و آن را که عقل ندادي چه دادي!» راستي راستي آدم تا نمونهء اعلاي بي عقلي را نديده باشد نمي فهمد که اين چه فرمايش حکيمانهاي است و آن بزرگوار با چه بصيرتي پيچش مو را در مو ديده و در خشت خام چهها مشاهده فرموده است. باري، آدم بايد خبر مربوط به اين شخص مراکشي را بخواند تا به حکمت بالغهء اين فرمايش حکيمانه پي ببرد. خبر اين است که شخصي بتازگي در مراکش خوابنما ميشود که اگر آلت تناسلياش راببُرد به بهشت خواهد رفت و آن شخص هم که به رؤياي صادقه اعتقاد داشته ولي به علت جهالت و ناداني و عدم تتبع در کتب تعبير خواب و آثار رجال تصوف و عرفان از اضغاث احلام يعني خوابهاي آشفته بيخبر بوده و با آلتي که معلوم نشده چه بوده اقدام بقطع آلت خود مينمايد. خلاصه ايشان را به بيمارستان مي برند و اطبا بعد از يک هفته موفق ميشوند که خونريزي را بند بياورند. ولي نکتهء جالبتر اينکه پس از آن محکمه شرع مشاراليه را به جرم توهين بدين مبين اسلام به ده سال حبس محکوم ميکند. مسئلهء ما بعنوان يک بحث حقوقي در اين مورد اين است که اين حکم بکلي خلاف احکام شرع است براي اينکه اين شخص لامحاله محجور و فاقد عقل است و شخص محجور هم در شرع مسئول اعمال خود نيست و از قصاص معاف است. چنانچه شخص مذکور عقل ميداشت بي ترديد ميفهميد که بيآلت تناسلي رفتن به بهشت کار بسيار لغو و بيهودهاي است. پس خداوند آنهمه حوري و علمان را براي چه آنجا نشانده؟ براي رفع حاجت مسلمين و پاداش آخرت. اين شخص بدون آلت تناسلي تنها کاري که در بهشت ميتواند بکند اينست که کنار حوض کوثر بنشيند و جرعه جرعه شراباً طهورا بخورد. اين هم که توي اين دنيا پيدا ميشود. ماءالشعير و آبجوي بيالکل آنطور که بعضي از علما اجتهاد کرده اند تقريباً همان شراباً طهورا است. ولي بدتر از آن اينکه اين شخص بايد برأي العين مشاهده کند که باقي ذکور مسلمين با آلت تناسلي خود در بهشت ليلاً و نهاراً با حور و غلمان به جماع غيرمنقطع مشغول بوده و لذا اين شخص چقدر بايد از بي آلتي خود شرمنده و سرافکنده شود براي اينکه در بهشت هم به دليل اعتدال هوا و هم به دليل اينکه هيچ کاري در آنجا گناه محسوب نميشود، کسي لباس نمي پوشد و در نتيجه بيآلتي او برملا و هويدا و شخص انگشت نما ميشود. واقعاً بايد به حال اين موجود محجور گريه کرد. تجسم بفرماييد که يک شخص بيآلت در ميان خيل مسلمين آلتمند در محلهء عرب نشين بهشت (آنهم با چه آلتهايي! ماشاء الله، لا حولَ ولا قوّتَ الاّ بالله) در ميان جماعت مؤمن عاقبت بخير در بهشت عدن تاابدالدهر بايد چه روزگار مشئومي داشته باشد. به همين دليل علماي شيعي از پادشاه مراکش بايد تقاضاي نقض حکم مزبور را که علماي جاهل سني صادر کرده اند بنمايند تا شخص مذکور به دليل حجر و فقدان عقل عفو گردد .
البته يک حدس ديگر هم در اين باره ميشود زد و آن اينکه آلت مذکور بلااستفاده و به عبارت ديگر آلت معطّله بوده و به قول اقتصاددانان بهره برداري بهينه از آن بعمل نميآمده و به همين خاطر شخص مورد اشاره بدون مشاوره با زيگموند فرويد و ساير اصحاب مکتب تحليل الارواح براي معالجهء عقدهء اوديپ يا ساير عُقَد، يا بدون مراجعه به کتب فقهي در باب احکام قطع آلت، خودسرانه و بر اثر اضغاث احلام اقدام به قطع آلت خود نموده و در نتيجه بنا به حکم شرعي محکوم به ده سال حبس گرديده است. ولي به نظر بنده بعنوان يک حقوقدان با سابقه و مبرز مورد فوق از موارد قابل انطباق با احکام اعلاميهء جهاني اضافه حقوق بشر است که لايحهء آن براي رفع نقايص اعلاميه جهاني حقوق بشر از طرف جمعيت اسلامي مدافع اضافه حقوق بشر تسليم مجمع عمومي ملل متحد گرديده است. بنا بر مفاد اين اعلاميه جهاني که اميد است بزودي به تصويب برسد، قطع آلت شخصي از موارد آزاديهاي مندرج در اعلاميه است و از مصاديق اضافه حقوق بشر محسوب ميگردد و لذا دادگاههاي شرع اعم از سني و شيعي لازم است که اين حقوق و آزاديها را محترم شمارند .
قطع وحشيانه آلت تناسلي براي ورود به بهشت
شنبه 12 آذر 1384
آفتاب : دادگاه تجديد نظر شهر مكناس ( مغرب ) حكم زندان محمد باعكوبي را به اتهام بريدن آلت تناسلي اش تاييد كرد. باعكوبي يك ماه قبل پس از آن كه در خواب مي بيند ندايي او را خطاب قرار داده و مي گويد براي اين كه وارد بهشت شوي' آلت تناسلي ات را ببر' آلت خود را به شكل وحشيانه اي قطع كرده بود. وي مدعي است انسان هرچه در خواب ببيند واقعيت زميني پيدا مي كند دست به اين اقدام جنون آميز زده است. محمد پنج روز پس از حادثه پيدا شد و به بيمارستان محمد پنجم' پادشاه مغرب' منتقل شد. پزشكان پس از يك هفته توانستند مانع از خونريزي آلت بريده محمد باعكوبي شوند. وي هنوز اعتراف نكرده با چه وسيله اي اين كار را انجام داده است .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر