
روزنامه كيهان ، در يادداشتي كه روز چهارشنبه منتشر كرده ، با انتقاد از رواج نام هاي غربي در نامگذاري برخي كالاها و اماكن خدماتي ، خواستار عزم جدي مسوولان و مردم براي پاسداشت اسامي ايراني شده است.
اين ، البته دغدغه نيكويي است كه ما نيز با كيهان در آن همداستانيم ، چه آن كه اگر قرار باشد هر فروشگاهي كه در گوشه اي از شهر سر بر مي آورد يا هر كالايي كه در اين مملكت توليد مي شود ، نام غير ايراني به خود گيرد ، آنگاه ديگر بايد رفته رفته شاهد هويت زدايي در سطح عمومي جامعه شد و اين در حالي است كه زبان ها و گويش هاي زيباي ايراني از فارسي و تركي و كردي گرفته تا لري و گيلكي و بلوچي و ... همگي از ظرفيت هاي بالايي برخوردارند و با كلمات زيبا
و خوش آهنگ شان مي توانند عهده دار مسووليت هايي مانند نامگذاري هاي جديد نيز بشوند.
با اين حال آنچه باعث شد اين چند سطر به رشته تحرير درآيد ، نقدي است بر برخي مصداق هايي كه كيهان نام برده و خواستار جلوگيري از استفاده از آنها شده است. اين روزنامه در عين حالي كه بر لزوم استفاده از اسامي ايراني تاكيد كرده ،استفاده از نام هايي مانند پاسارگاد ، كوروش و داريوش را حركتي ارتجاعي دانسته و از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، شهرداري ها و صدا و سيما خواسته است در اين باره حساس باشند و اين در حالي است كه اينها ، از اصيل ترين نام هاي ايراني به شمار مي روند.
درست است كه استفاده بي رويه از نام هاي غيرايراني در جامعه ايراني ، اتفاق نامباركي است اما با چه استدلالي نام هاي ايراني مانند كوروش را مي توان در كنار اسامي خارجي مانند ايزي لايف، لئوپارد، بيگ سي و ... -كه كيهان به اين اسامي نيز انتقاد كرده - گذاشت و همه را به يك چوب راند؟
آيا جز اين است كه كوشيده شده ، قبح به كارگيري نام هاي غيرايراني به نام هاي ايراني اصيل هم تسري داده شود؟
متأسفانه جرياني در كشور وجود دارد كه در صدد "تاريخ زدايي" از ايران است و با هر آنچه به تاريخ كهن ايرانيان مربوط است ، مي ستيزد.
اين در حالي است كه در جهان امروز ، همه ملت ها مي كوشند سابقه تاريخي و تمدني خود را پررنگ تر كنند و بدين ترتيب ريشه دار بودن شان را به رخ ديگران بكشند و در اين مسير ، حتي از تكه اي استخوان يا كوزه اي شكسته و سكه اي رنگ و رو رفته كه نشان از گذشته هايشان داشته باشد ، نمي گذرند ولي در اينجا بعضي ها دوست دارند كل تاريخ چند هزار ساله ملت ايران ايران را با همه مظاهر تمدني اش از صحنه روزگار محو كنند و حتي به چند نام باقي مانده از گذشته هاي اين سرزمين نيز رحم نمي كنند و حضور اين نام ها را ، هر چند كم فروغ بر نمي تابند!
جالب اينجاست كه همين ها در مواجهه با خارجي ها ، به تمدن كهن ايران اشاره و بدان فخر مي فروشند ولي در داخل ، كمر همت به نابودي همين تاريخي بسته اند كه در خارج بدان مباهات مي كنند و اين تناقض از عجايب روزگار ماست!
آقايان بد نيست بدانند اگر قرار است ملت ايران بار ديگر بر قله هاي تمدن بشري بايستد و اگر بناست پيشرفت كند ، يكي از موتورهاي محرك اين رويش و پيشرفت ، همين پشتوانه هاي تاريخي است.
به عنوان مثال در همين قضيه هسته اي ، اگر جوان ما بداند كه وارث چه تمدني بوده و سرزمين اش چه جايگاه رفيعي در تاريخ بشر داشته ، بيشتر خود و كشورش را براي دستيابي به انرژِي اتمي داراي حق مي داند تا زماني كه فكر كند ايران ، مملكتي است بي ريشه مانند اكثر كشورهاي اطراف كه از رهگذر تقسيمات استعماري در چند دهه گذشته ، "دولت - ملت" شده و هنوز آزمون هاي تاريخي اش را پس نداده است.
البته اين تاكيد بر هويت تاريخي و تمدني ، نافي بهره مندي از ديگر ويژگي ها و پتانسيل هاي موجود مانند فرهنگ ديني نيست و اتفاقاً كساني هم كه در صدد حذف فرهنگ اسلامي از جامعه ايران هستند ، همكاران پروژه تاريخ زدايي از ايران به شمار مي روند : آنها دين را مي زدايند و اين ها تاريخ را تا در نهايت "هويت زدايي" شكل گيرد و ملتي با آن همه شكوه و عظمت ، بريده از گذشته هاي تاريخي و تمدني و جدا از باورهاي ديني اش در "برهوت امروز" ، بي هويت و بي ريشه ، حيران و سرگردان بماند و افول خود را به عزا بنشيند.
شايد ما ، تنها ملتي در جهان باشيم كه در ميان مان هستند افرادي كه تاريخ و تمدن خودمان را تحقير مي كنند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر